LUVblog
خدایا هرگز نگویمت بیا دست ما بگیر عمریست گرفته ای . مبادا رها کنی
درباره وبلاگ


سلام
خوشحالم که به وبلاگ من سر میزنید.
امیدوارم از مطالب و عکسها خوشتون بیاد.
اگه در بهتر شدن وبلاگ با نظر هاتون کمکم کنید ممنون میشم:-)
لطفا بدون ذکر منبع از عکس ها و مطالب کپی برداری نفرمایید...............اگر کپی کردید،لطف کنید بهم پیام بدید و مطلعم کنید.

مدیر وبلاگ : مریم
نویسندگان
جمعه 19 اسفند 1390

میون یه دشت لخت
زیر خورشید کویر
مونده یک مرداب پیر
توی دست خاک اسیر
منم اون مرداب پیر
از همه دنیا جدام
داغ خورشید به تنم
زنجیر زمین به پام
من همونم که یه روز
می خواستم دریا بشم
می خواستم بزرگترین
دریای دنیا بشم
آرزو داشتم برم
تا به دریا برسم
شبو آتیش بزنم
تا به فردا برسم
اولش چشمه بودم زیر آسمون پیر
اما از بخت سیاه
راهم افتاد به کویر
چشم من به اونجا بود
پشت اون کوه بلند
اما دست سرنوشت
سر رام یه چاله کنده
توی چاله افتادم
خک منو زندونی کرد
آسمون هم نبارید
اونم سرگرونی کرد
حالا یک مرداب شدم
یه اسیر نیمه جون
یه طرف می رم تو خک
یه طرف به آسمون
خورشید از اون بالاها
زمینم از این پایین
هی بخارم می کنن
زندگیم شده همین
با چشام مردنمو
دارم اینجا می بینم
سرنوشتم همینه
من اسیر زمینم
هیچی باقی نیست ازم
قطره های آخره
خک تشنه همینم
داره همراش می بره
خشک می شم تموم می شم
فردا که خورشید می آد
شن جامو پر می کنه
که می آره دست باد





نوع مطلب : اشعار زیبا، 
برچسب ها : میون یه دشت لخت، زیر خورشید کویر، گوگوش، مرداب، شعر، متن آهنگ، متن ترانه، آهنگ، گوگوش آکادمی،
 از اون روز به بعد ژاله و منصور همه جا با هم بودن . آنها همدیگر و دوست داشتند و این دوستی در مدت کوتاهی تبدیل شد به یك عشق بزرگ ، عشقی كه علاوه بر دشمنان دوستان رو هم به حسادت وا می داشت .

منصور داشت کم کم دانشگاه رو تموم می كرد و به خاطر این موضوع خیلی ناراحت بود چون بعد از دانشگاه نمی تونست مثل سابق ژاله رو ببینه به همین خاطر به محض تمام شدن دانشگاه به ژاله پیشنهاد ازدواج داد و ژاله بی چون چرا قبول كرد طی پنج ماه سور و سات عروسی آماده شد و منصور و ژاله زندگی جدیدشونو آغاز كردند . یه زندگی رویایی زندگی كه همه حسرتش و می خوردند . پول ، ماشین آخرین مدل ، شغل خوب ، خانه زیبا ، رفتار خوب ، تفاهم و از همه مهمتر عشقی بزرگ كه خانه این زوج خوشبخت رو گرم می كرد . ولی زمانه طاقت دیدن خوشبختی این دو عاشق را نداشت ...

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

در یه روز گرم تابستان ژاله به شدت تب كرد ! منصور ژاله رو به بیمارستانهای مختلفی برد ولی همه دكترها از درمانش عاجز بودند . آخه بیماری ژاله ناشناخته بود . اون تب بعد از چند ماه از بین رفت ولی با خودش چشمها و زبان ژاله رو هم برد و ژاله رو كور و لال کرد . منصور ژاله رو چند بار به خارج برد ولی پزشكان آنجا هم نتوانستند كاری بكنند . بعد از اون ماجرا منصور سعی می كرد تمام وقت آزادشو واسه ژاله بگذاره ساعتها برای ژاله حرف می زد براش كتاب می خوند از آینده روشن از بچه دار شدن براش می گفت ،
ولی چند ماه بعد رفتار منصور تغییر كرد منصور از این زندگی سوت و كور خسته شده بود و
گاهی فكر طلاق ژاله به ذهنش خطور می كرد !!!

منصور ابتدا با این افكار می جنگید ولی بالاخره تسلیم این افكار شد و تصمیم گرفت ژاله رو طلاق بده . در این میان مادر و خواهر منصور آتش بیار معركه بودند و منصور را برای طلاق تحریک می کردند . منصور دیگه زیاد با ژاله نمی جوشید بعد از آمدن از سر كار یه راست می رفت به اتاقش . حتی گاهی می شد كه دو سه روز با ژاله حرف نمی زد !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

یه شب كه منصور و ژاله سر میز شام بودند منصور بعد از مقدمه چینی و من و من كردن به ژاله گفت:
ببین ژاله می خوام یه چیزی بهت بگم . ژاله دست از غذا خوردن برداشت و منتظر شد منصور حرفش رو بزنه . منصور ته مونده جراتشو جمع کرد و گفت : من دیگه نمی خوام به این زندگی ادامه بدم یعنی بهتره بگم نمی تونم . می خوام طلاقت بدم و مهریتم .......





نوع مطلب : رمان و داستان کوتاه عاشقانه، 
برچسب ها : رمان، داستان، رمان عاشقانه، داستان کوتاه، عاشقانه، عشق، منصور، ژاله، منصور و ژاله، زیبا، بهترین،
چهارشنبه 17 اسفند 1390

 





نوع مطلب : تضاویر عشقی، 
برچسب ها : عکس، متحرک، تصویر، تصاویر متحرک،
دوشنبه 15 اسفند 1390




نوع مطلب :
برچسب ها :

امروز روز دادگاه بود و منصور داشت از همسرش جدا می شد ...
منصور با خودش زمزمه كرد ... چه دنیای عجیبی است این دنیای ما !
یك روز بخاطر ازدواج با ژاله سر از پا نمی شناختم و امروز به خاطر طلاقش خوشحالم.


 


ژاله و منصور 8 سال دوران كودكی رو با هم سپری كرده بودند.
آنها همسایه دیوار به دیوار یکدیگر بودند ولی به خاطر ورشكسته شدن پدر ژاله، پدر ژاله خونشونو فروخت تا بدیهی هاشو بده بعد هم آنها رفتند به شهر خودشون.
بعد از رفتن آنها منصور چند ماه افسرده شد.
منصور بهترین همبازی خودشو از دست داده بود.
7سال از اون روز گذشت تا منصور وارد دانشگاه حقوق شد.
دو سه روز بود که برف سنگینی داشت می بارید.
منصور كنار پنجره دانشگاه ایستاده بود و به دانشجویانی كه زیر برف تند تند
به طرف در ورودی دانشگاه می آمدند نگاه می كرد.
منصور در حالی كه داشت به بیرون نگاه می كرد یك آن خشكش زد...........

باورش نمی شد که ژاله داشت وارد دانشگاه می شد !

منصور زود خودشو به در ورودی رساند و ژاله وارد شده نشده بهش سلام كرد.
ژاله با دیدن منصور با صدا گفت: خدای من منصور خودتی ؟!
بعد سكوتی میانشان حكمفرما شد.
منصور سكوت رو شكست و گفت : ورودی جدیدی ؟!
ژاله هم سرشو به علامت تائید تكان داد.
منصور و ژاله بعد از 7 سال دقایقی با هم حرف زدند و وقتی از هم جدا شدند
درخت دوستی كه از قدیم میانشون بود جوانه زد...............

 

ادامه دارد........

 

 





نوع مطلب : رمان و داستان کوتاه عاشقانه، 
برچسب ها : منصور، ژاله، رمان، داستان، کوتاه، داستان عاشقانه، کور کر لال،
جمعه 12 اسفند 1390

می خواهم گریه کنم!
وقتی که زبانت می گیرد
و مرا- لحظه ای- "شما" خطاب می کنی
"من"فاصله "شما"را با "تو"
چگونه باید پر کنم؟





نوع مطلب : متون عشقی، 
برچسب ها : متون عشقی، من، متن تو شما، من شما، شما، تو، می خواهم گریه کنم!،
جمعه 12 اسفند 1390

می ترسم
می ترسم که بازی تمام شود!
-لحظه ی دیدار-
دستانم را پنهان می کنم
مبادا بفهمی
همه چیزم را باخته ام!






نوع مطلب : متون عشقی، 
برچسب ها : عکس های رویایی، زیباترین، بهترین، جالبتری، جالبترین، جذابترین، با کیفیت ترین، عاشقانه ترین، عشق، متن،
جمعه 5 اسفند 1390

من برای متنفر بودن از كسانی كه از من متنفرند وقتی ندارم،
زیرا من گرفتار دوست داشتن كسانی هستم كه مرا دوست دارند ...

“كوروش بزرگ”





نوع مطلب : متون عشقی، 
برچسب ها : کوروش، کوروش بزرگ، کوروش عاشق، متنفر، من برای، من برای متنفر بودن از كسانی كه از من متنفرند وقتی ندارم،
پنجشنبه 4 اسفند 1390
دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده

اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده

دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده

تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده

هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم

آینده ی این خونه رو با شمع روشن میکنم

در حسرت فردای تو تقویممو پر می کنم

هر روز این تنهایی رو فردا تصور میکنم

هم سنگ این روزای من تنها شبم تاریک نیست

اینجا به جز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست

هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم

آینده ی این خونه رو با شمع روشن میکنم

دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده

اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده

دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده

تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده




نوع مطلب : اشعار زیبا، 
برچسب ها :
پنجشنبه 4 اسفند 1390

بوسه مرگ

 

 





نوع مطلب : تضاویر عشقی، 
برچسب ها :
پنجشنبه 4 اسفند 1390

مانده ام با غم هجران نگارم چـه کنـم .... عمر بگذشت و ندیدم رخ یارم چه کنم

چشم آلوده کجـا دیــدن دلـدار کجـا .... چشم دیـدار رخ یار ندارم چــه کنم

با نگاهی بگشـا عقده دیریــن مرا .... کز فراغت گره افتاده به کارم چه کنم

جلوه ای کن که دمی روی نکویت نگرم .... گرچه لایق نبود دیده تارم چه کنم

اشک می ریزم و با غصــه دل همراهـم ... که ز هجران تومن اشک نریزم چه کنم

طوق بر گردن من رشتـه عشــق تو بود .... تا کشاند به سـر چوبه دارم چه کنم





نوع مطلب : اشعار زیبا، 
برچسب ها : چه کنم، مانده ام، مانده ام با غم هجران نگارم چه کنم،
پنجشنبه 4 اسفند 1390

وقتی پایان داستان ٬دستان مهربان تو نباشد بگذار قصه گو هرطور که میخواهد داستان را ادامه دهد...





نوع مطلب : متون عشقی، 
برچسب ها : قصه، قصه گو، عاشقانه، من، توچ، تو، عزیزم، دوستت دارم، تو نیستی، پایان،
پنجشنبه 4 اسفند 1390

سنگدل...

چگونه می توانم احساسم را پنهان یا انکار کنم
در حالیکه می دانی دروغ نمی توانم گفت ؟
عشق همه باور من است
با عشق زندگی می کنم...
با عشق نفس می کشم....
با عشق می خوابم...
با عشق بیدار می شوم ..
من حتی با عشق فکر می کنم !!!
به تو ...
به خودم ..
به دنیا ...
به بود و به نبود !!
به من یاد داده اند که من و تو ، ما ...
و ما یعنی عشق...
حال بگو من چه کنم که عشق ، این حس همیشه بیدار من٬برای تو چون لطیفه های تکراری آزار دهنده
روح تو را می آزارد ؟!!
گناه من چیست که عقل تو ، عشق مرا با منطق مجهولات می سنجد و به قضاوت می گذارد؟!
حال به من بگو که اگر من و توی من ، ما ، عشق ، احساس یعنی بازی کودکانه پر از نیرنگ و ریا ...
عشق یعنی پوچ و بی محتوا...
عشق یعنی منطق و عقل...
عشق یعنی انکار ...
عشق یعنی زمان...
عشق یعنی فراموشی...
ما نه ، من چه کنم ؟؟؟!!!!من که تو را با احساسم می پرستم...
با چشمانم...
با گوشهایم....
با دلم...
با وجودم...
به کدامین گناه باید بپذیرم که چون تو عشق را از دید عقل ببینم نه از دریچه دل ؟؟
حال اگر تو نمی خواهی با من ٬ما بسازی ٬عشق بیافرینی ٬احساس را با عقل بیامیزی ٬عشق را بر سر سفره دل بیاوری
٬آن حکایت غریب دیگری است ......
که دل من چه آسان به تو می بازد ....
ومن چه آسان از دست می روم ...
و تو چه آسان به اینهمه صداقت و صفا و صمیمیت می خندی و می گذری !!!!!!!





نوع مطلب : متون عشقی، 
برچسب ها : عاشقم، من، عشق، من و تو، ما، عشق تکراری، دروغ، صداقت، باور، باورم کن،
پنجشنبه 4 اسفند 1390

فرصتی برای یک نگاه...


             آدم ها زود عوض می شوند..

             آن قدر زود که تو فرصت نمی کنی ،

             به ساعتت نگاهی بیندازی و ببینی

             چند دقیقه میان دوستی ها تا دشمنی ها

             فاصله افتاده است...


           http://s2.picofile.com/file/7268740428/394125_217608388322261_100002193033136_497404_1491231961_n.jpg





نوع مطلب : متون عشقی، 
برچسب ها :





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
آیکـُن های ِ دختره

آیكن‌های‌دختران‌پارسی آیکـُن های ِ دختره

آیكن‌های‌دختران‌پارسی آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره آیکـُن های ِ دختره آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره

آیکـُن های ِ دختره




کدهای جاوا اسکریپت

*
*
*
*
*
*
*

کدهای جاوا اسکریپت کلوب

luvblog.mihanblog.com ماییم و نوای بی نوایی بسم له اگر حریف مایی شکلک ، کد و آیکون مهری متن متحرک

کد متحرک کردن عنوان وب

 
 
بالای صفحه